تبليغاتX
احمقانه ها
دوشنبه هشتم تیر 1388
چرا؟
برخوردهایی که پس از اعتراف امیر حسین مهدوی در فضای مجازی شکل گرفت را می توان به دو دسته عمده تقسیم کرد. گروهی از دوستان و همکاران او و شاید جمعی از مردمی که حتی او را نمی شناختند، شروع کردند به قربان صدقه رفتن و ناز کردن او که ما میدانیم چه فشاری بر شخص دستگیر شده می آید و این حرفها اصلن قابل استناد نیست و کسی به این حرفها توجه نمی کند و ما انگار نخوانده ایم و تو راحت باش.

گروهی هم ریختند بر سرش که آدم انقدر ضعیف و بدبخت می شود. با ۲ تا چک هر چه خواستند گفتی و نه خودت بلکه جمع زیادی از مجاهدین و مشارکت و مجمع روحانیون را به نابودی کشاندی و  تو چه فرقی با عمادالدین باقی و ... داری و ... و...

من تا به حال آن تو نبودم، حرفی نمی زنم و قضاوتی هم نمی کنم. اما فکر می کنم در وسط این دعوای موافق و مخالف، هوادار سینه چاک و منتقد عصبانی، یک سوال مهم فراموش شده است. اینکه اصولا چرا امیرحسین مهدوی؟ چند نفری از سازمان مجاهدین که کله گنده هم بوده اند و حرفشان و اعترافشان پر سر و صدا تر هم بوده آنجا بوده اند. چرا برای شروع، یکی از جوانترین و تازه وارد ترین اعضا آمده جلو دوربین؟!!؟!

نوشته شده توسط امید در 21:55 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هفتم تیر 1388
کپی پیست
ایم مطلب را برای دوستی کامنت گذاشتم، بعد هوس کردم باورمش اینجا و دوباره بنویسمش. برای اینکه خودم هی بخوانم و یادم بماند.

قبل از انتخابات با دوستی بحث می کردیم که این ملت قهرمان خودش را اشتباه انتخاب کرده، موسوی نه در آن حد و اندازه است و نه حتی خودش می خواهد قهرمان باشد. اصرار عجیبی هم دارد بر اصلاح طلب اصولگرا بودن و برنامه هایش و .. و... . و بعد نتیجه گیری می کردیم بعد از انتخاب موسوی به ریاست جمهوری نسلی که مطالباتش را دور انداخته شده می بیند و کارکرد خودش را در حد ابزار، سرخورده می شود و می رود به کتاری می نشیند تا سالهای سال. و آن شور و کمی شعور عمومی و اجتماعی خوارش گا.ییده می شود برای مدتهای مدیدی و انفعال شدیدی جامعه را فرا می گیرد. داخل پرانتز هم می گفتیم که حکومت با انتخاب موسوی تا 20 سال خودش را گارانتی می کند.
بعد انتخابات شد و ریده شد به تمام آن تحلیلهای تخ.می ما و استبداد تمام وجوه وحشتناکش را در تمامی ابعاد به ما نشان داد. استبداد در دولت در رسانه در خیابان و ... و آن شور و کمی شعور اجتماعی به بلوغ زودرسی رسید که اکنون می توان آنرا شور و شعور نامید. و باز هم متاسفانه مثل تمامی تاریخ جنبش آزادیخواهی با خون آبیاری شد. تصور من این است که چنین بلوغ زودرسی جدا از مضراتش در کل برای جامعه ما اتفاق نامیمونی هم نیست. اتفاقن نکته اینجاست که در چنین شرایطی طبقات روشنفکری جامعه سر خورده می شود و می رود ونک به گوشه ای می نشیند و ساز می زند، اما بدنه اجتماع، آحاد مردم، و توده جان می گیرد، به خود باوری می رسد، غرور لگد مال شده اش با خون شهیدانش می ایستد در حالی که دستان خون آلودش را با افتخار بالا گرفته. و دوباره در آینده ای نه چندان دور، روشنفکرانی که سرخورده شده اند و غمگین نظاره می کنند، باز باید با تمام توان بدوند تا به مردم برسند، دیر هم می رسند و باز متاسفانه زمانی می رسند که جنبش به جایی رسیده و سیلی شده و بلافاصله بعد از پیروزی انحراف خود را شروع کرده است. و باز دوباره از اول. و شاید این یکی از هزاران مشکل مردم ما و روشنفکران ما و سیاسیون ما و کلن ما ایرانی ها باشد.

نوشته شده توسط امید در 19:15 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه چهارم تیر 1388
سکوت می کنیم
بعضی وقتها هدف پراکنده کردن جمع نیست. هدف زدن است. با چنان لذتی و چنان شدتی که چشم به شک می افتد که درست می بیند یا نه، عقل به شک می افتد که درست درک می کند یا نه. وقتی میبینی که جمعی نیست، یک نفر تنهاست و ۵ نفر به دورش. بینی و بین الله شما که متجمع ترید!

بعضی وقتها هدف پراکنده کردن جمع نیست. هدف گرفتن است، و زهر چشم گرفتن در حین دستگیری. بزن و ببر. بردن تا پای ماشین یا ون و کتک زدن در راه، که هم تو آماده شوی که چه در انتظارت است و هم بقیه ببینند و بترسند.

بعضی وقتها هدف پراکنده کردن جمع نیست. هدف کشتن است. اگر جنگ باشد حرجی نیست. قصد قربتش دهان جهانی را باز کرده که از مخفیگاه به سمت انسان بی سلاح و بی دفاع آنهم به قصد قربت؟  به خدا یا به ینده اش؟

بعضی وقتها هدف پراکنده کردن جمع نیست، گرفتن است، حالا این بین اگر با ضربه چاقویی یا قمه ای یا چوبی طرف مرد هم که مرد.

یعنی ما باید فرداها دوباره در صف نان، توی اتوبوس، توی خیابان در کنار هم راه برویم؟ آنهایی که زدند و کشتند و آنهایی که خوردند و مردند. فکرش را بکن توی مترو جایت را به پیرمردی سفید مو بدهی و ناگهان یادت بیاید چهره ای که برایت آشناست همویی است که سر خیابان دکتر قریب بیسیم و باتوم دستش بود و می چرخید و می زد...

نوشته شده توسط امید در 18:2 | | لینک به این مطلب
دوشنبه یکم تیر 1388
مدنیت
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست                 در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند                 عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست

صاحب دیوان ما گویی نمی داند حساب             کاندر این طغری نشان حسبة لله نیست

بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است                  ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

* ...... ..... .... ....... ........ ...... ....... ...... ..... ...... ......

این همان شرمی است که نیما می گوید.

فردا تعطیل است، مگر نه؟!؟

نوشته شده توسط امید در 20:49 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
همین و تمام؟؟؟؟!؟
تمام نقاط مرکزی شهر، میادین بزرگ و اصلی مانند ۷ تیر، ولیعصر، انقلاب، ونک و تمام پس کوچه هایی که به خیابانهای منتهی به این میدانها می روند، پر از نیروهای بسیج و سپاه و گارد ویژه است. فکر کنم امروز تجمع آنهاست. بالگردهای نظامی بر فراز شهر تهران پرواز می کنند. شایعات هم که همه جا را برداشته است.

دلم تنگ است برای کسانی که دیشب به خانه نرفتند. دلم تنگ است برای خانواده هایی که چشم به درهایی دوخته بودند که توسط عزیزانشان باز نشد. دلم برای دختری تنگ است که فیلمش را همه دیده اید. برای خونی که از دهان و بینی اش بیرون زد. برای پسرانی که با گلوله به خاک و خون کشیده شده اند.

صدا و سیما اعلام کرده اوباش مردم را کشته اند، خودمانیم، راست می گویند.

پ.ن: شایعه اعلام اعتصاب عمومی سه شنبه پیش رو را کسی تایید می کند؟

نوشته شده توسط امید در 19:49 | | لینک به این مطلب
شنبه سی ام خرداد 1388
خبر فوری - فقط برای اطلاع رسانی
درگیری های شدید در تهران، میدان انقلاب، میدان آزادی، میدان توحید، تمام کوچه پس کوچه های بالا و پایین خیابان آزادی، اخبار رسیده حاکی از آن است که تهرانپارس، فاطمی، قسمتهایی از شمال شهر و تقریبا همه جای تهران به وجود آمده است. پلیس ضد شورش، نیروهای سپاه، بسیجی ها و لباس شخصی ها بدون هیچ رحمی به معترضان حمله می کنند. مردم بری مقابله با گازهای اشک آور وحشتناک هر جا بتوانند آتش روشن می کنند. در چنین شرایطی تعداد زیاد کشته و زخمی دور از ذهن نیست.

همانطور که سردار رادان گفته بود، به دلیل نبودن مجوز، با تمام توان با معترضان برخورد می شود.

به کجا می رویم؟

نوشته شده توسط امید در 21:45 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و نهم خرداد 1388
آن زمان
در میان پلاکاردها و شعارها، حرفی از گاندی توجهم را جلب کرد. برایم جالب بود.

آنها ابتدا شما را ندیده خواهند گرفت، بعد به شما خواهند خندید، سپس با شما به مبارزه برخواهند خواست و آنگاه است که شما پیروز خواهید شد.

همچنان سکوت می کنیم.

نوشته شده توسط امید در 16:47 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388
اخبار می گوییم
مراسم امروز ۵ شنبه از میدان توپخانه به سمت انقلاب انجام شد و میر حسین هم آمد. و آمدنش بغض مردم را شکست و شعارهای "موسوی موسوی رای مرا پس بگیر" و "الله اکبر" خیابان فردوسی را لرزاند. در میدان فردوسی بودیم که موسوی آمد ورد شد و من به چشم خودم گریه زنان و دختران و مردان را دیدم که با گریه فریاد می زدند که موسوی رای شان را پس بگیرد.

آنچه که نمی فهمم عمل کروبی در فراخوان فرداست. برای راه پیمایی از میدان ۷ تیر به سمت مصلای تهران و محل برگذاری نماز جمعه. جدا از فلسفه ای که پشت این کار هست و درست  یا غلط بودنش، اینکه بالقوه می تواند باعث انشعاب گردد کار چندان پسندیده ای نیست و می تواند نابجا باشد.

گو اینکه برخی می گویند اگر برویم و ساکت باشیم که می شود بیعت با رهبری و اگر برویم و فریاد بزنیم ممکن است درگیری پیش بیاید. نیما هم که کلن آیه یاس می خواند و البته دفعه پیش که گفت شهود سیاسی اش می گوید احمدی نژاد رییس جمهور می ماند درست از آب در آمد. تا ببینیم اینبار چه می شود.

جدا از هر نتیجه ای که رقم بخورد، اینکار حاکمان تیشه محکمی به ریشه نظام زد. فارغ از هر چیز، برنده این مبارزه مردم ایران خواهند بود. و کسانی که کشته شدند، چه بگویم؟

پ.ن: اخباری رسیده که کروبی برنامه جمعه را کنسل کرده. منبع خبر .... می باشد.

نوشته شده توسط امید در 23:31 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
امروز
۱- اگر از همین تجمعات آرام ما نمی ترسیدند، اگر همین راهپیمایی سکوت ما بی نتیجه بود، اگر ما را نمی دیدند، اس ام اس ها هنوز بسته نبود، موبایلها قطع نمی شد، تلویزیون ضرغامی ما را نشان می داد.

۲- بیانیه میرحسین موسوی خبر موثقی است که برای فردا بعد از ظهر مردم را به احترام کشته شدگان درگیریهای تهران و سایر شهرها به اجرای مراسم یادبود در تجمعات آرام دعوت کرده است و گفته که خود نیز در این مراسم شرکت می کند.

اما در مورد زمان و مکان مراسم ۲ خبر هست که به علت نزدیکی دو مکان اعلام شده خطر ۲ دستگی هم چندان وجود ندارد. ساعت ۱۶ یا میدان امام خمینی و یا میدان انقلاب. میدان انقلاب امروز در میان جمعیت تظاهر کننده از هفت تیر فریاد زده شد و میدان توپخانه را سایت یاور منتشر کرده است. اما قلم در این مورد چیزی ننوشته است. من میدان انقلاب را موثقتر می دانم.

امروز جمعیتی چند صد هزار نفری از میدان هفت تیر به مقصد انقلاب حرکت کرد که در انقلاب دو دسته شد و یک دسته به میدان هفت تیر برگشتند و دسته ای دیگر به سمت آزادی ادامه حرکت دادند. ساعت ۵ از ۷ تیر حرکت شده است و زمانی که ساعت ۷:۳۰ دسته اول به ۷ تیر برگشتند جمعیت هنوز به سمت انقلاب در حرکت بوده است.

فردا روز دیگری است.

نوشته شده توسط امید در 21:59 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
امروز
در مبارزاتی اینگونه، که یک طرف پول، قدرت، رسانه، وحشیگری و تمام امکانات را در اختیار دارد و طرف دیگر چیزی ندارد جز انبوه طرفدارانش را، هر طرف که ببازند کلکشان کنده است. حال با ماست که انتخاب کنیم، یا باخت را، یا برد را با تمام هزینه هایش.

در چنین شرایطی منطق حکم می کند هر طرف که به باخت نزدیک می شود هزینه برد را آنچنان زیاد کند که هم قدرت چانه زنی خودش را بالا ببرد و هم با قربانی کردن بخشی از دارایی هایش نوعی عملیات انتحاری به انجام برساند.

۱- خبری که به نظر موثق می رسد تظاهرات امروز را لغو نکرده و بلکه آنرا تعلیق کرده است. خبری هم که تایید نشده مکان تظاهرات را به میدان ونک تبدیل کرده است.

۲- خبر دیگری از تجهیز ۵۰۰۰ نفر از افراد لباس شخصی برای مقابله با مردم و ایجاد تشنج وبلوا خبر دادهاست.

۳- قرار است امروز ۲۶ خرداد، ۲۳ تیر دیگری باشد. تا ببینیم.

پ.ن: تظاهرات آرام مردم ایران امروز از ونک به سمت تجریش انجام شد. جمعیت حاضر صدها هزار نفر تخمین زده می شود. چیزی در حدود جمعیت دیروز در انقلاب تا آزادی.

 

نوشته شده توسط امید در 17:7 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
چه بگویم؟
۱- دفتر آیت الله العظمی صانعی در جواب پرسش صحت و سقم خبری در مورد فتوای ایشان به این شرح: "کار کردن با دولت احمدی نژاد حرام است": این خبر را نه تایید کرده اند و نه تکذیب. تحلیل با خودتان.

۲- خبری در مورد اعتصاب عمومی سه شنبه این هفته شنیده اید؟!؟!؟ یعنی نباید برویم سر کار؟!؟!؟

۳- با آن شدتی که نیروهای گارد ویژه مردم تهران را در ولیعصر و فاطمی می زدند تو گویی دشمنانی در جبهه جنگ.

۴- تهرانپارس، سعادت آباد، گیشا، قائم مقام، ولیعصر، اکباتان، نه... تهران، مشهد، تبریز، اصفهان، کرج، نه...  ایران در مقابل دروغ و استبداد خواهد ایستاد.

۵- مهدی کروبی در بیانیه خود گفته احمدی نژاد را رییس جمهور قانونی ایران نمی داند. و در مقابل این نتایج خواهد ایستاد.

۶- از طرف ستاد میر حسین تقاضای مجوزی برای تظاهرات آرام در اعتراض به نتایج انتخابات برای فردا دوشنبه ۲۵ خرداد به وزارت کشور داده شده است. در این تقاضا ساعت تظاهرات ۱۶ ومکان آن از میدان انقلاب تا میدان آزادی اعلام شده است.

۷- من در انتخابات شرکت نکرده ام، اما آرای مردم ایران، خواست مردم ایران، و این توهین به شعور مردم ایران قابل گذشت نیست. تا آخرین توان به احترام این آرا ایستاده ایم.

۸- جمعی از فعالان سیاسی که دیشب دستگیر شده اند آزاد شده اند. لینک در تابناک ---- تابناک

۹-

نوشته شده توسط امید در 20:52 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیستم خرداد 1388
بر باد رفته
آرامش. خواب. سکوت.  ۳ آرزوی محال.
نوشته شده توسط امید در 21:13 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هجدهم خرداد 1388
اره ماهی
در ممالک مترقی کاندیداها اول کتابچه برنامه هایشان را منتشر می کنند، بعد طرفداران دور آنها جمع می شوند، در کشورهای فوق مترقی اول طرفداران دور کاندیداها جمع می شوند و بعد ۲ روز مانده به انتخابات کاندیداها برنامه منتشر می کنند.
نوشته شده توسط امید در 14:25 | | لینک به این مطلب
شنبه شانزدهم خرداد 1388
نتیجه گیری نهایی
فاک ایت.
نوشته شده توسط امید در 21:36 | | لینک به این مطلب
دوشنبه یازدهم خرداد 1388
هنر نزد ایرانیان است و بس
 آدم باید با خودش روراست باشه رفیق، اینکه تو از سپیده و هلن طرفداری می کنی، به خاطر صداشونه یا به خاطر سینه هاشون؟

مرد باش پسر، جنم داسته باش. راس وایسا بگو من سینه هاشون رو که میبینم دلم قیلی ویلی میره. به خدا اگه کسی بخواد لغز بخونه! اصلن گه میخوره کسی لغز بخونه. خیال کردی بقیه عشق صدان واقعن. دکی، بچه ای؟ مثلن لیلا خیلی هنرمنده؟ همین رضا پرفسور که کلی ادعاش میشه چیز می فهمه با یکی از کلیپای لیلا رفته رو صنایع دستی! اون خوب خوبشونه. بچه همسایه پایینی ما افتاده بود دنبال یکی از این فاطی سیبیلوهای جوش جوشی گروه تواشیح مسجد صاحب الزمان. نمی دونی چه موس موسی می کرد. حالا چرا؟ گویا خانوم کونشون گنده است. دوس داره بچه ام. چرا راه دور بریم داداش، خود من، واقعن فک کردی انقد الاغم طرفدار قیصر باشم؟ نه جدی فک کردی من الاغم. جون تو عشوه هاش نبود بیکار نبودم بیشینم شب تا صب کلیپاشو نگا کنم. فرض کن اون موها رو بگیری تو مشتت... بگذریم. همین علی قزوینی خودمون، به جون تو ماهی ۲۰ بار شبا میشینه کامران و همون میبینه، صبش باید زرتی بره حموم واسه غسل. چشاتو وا کن پسر، آخه چقد تو ساده ای؟

دیدی؟ تو هم راس و حسینی حرف بزن تا بچه ها ردیفت کنن. اما اگه بخوای باز وایسی و زر و زور کنی که نه اینا صداشون قشنگه و هنرمندن و آهنگاشون آرامش بخشه و شعراشون خیلی با معناست و با طرفدارا مهربونن و خانومن و با شخصیتن و اینا، کسی محل سگ بهت نمیذاره که هیچ، فرصت گیر بیاره یه دسته خری هم به ماتحتت فرو می کنه، باور کن.

فکر نمی کردم لازم به توضیح باشد، اما مثکه لازم شد. اصولن من هیچ کاری به هلن و سپیده و لیلا و ... ندارم. منظور من بالکل کسانی هستند که هیچ دلیلی برای طرفداری و هواخواهی از "چیز" مورد نظرشان ندارند. اما حتی با خودشان روراست نیستند و تمام زندگیشان صرف دلیل تراشی برای هواخواهی ِ یکی و بدخواهی ِ دیگری می شود. برای همین هم هست که هر چند سال یکبار، چیزی گیرشان نمی آید که هیچ، کسی محل سگ هم بهشان نمی گذارد که هیچ، دسته خری هم به ماتحتشان فرو می رود.

نوشته شده توسط امید در 19:42 | | لینک به این مطلب