ولمان کنید ای مکاتب بشری! بگذارید برگردیم به جنگلها و بالای درختها و موز و نارگیل بخوریم و جفتگیری کنیم و هر سال با یکی باشیم. شاید سال دیگر با دخترمان خوابیدیم، نوه مان پسرمان شد. با هزار زحمت خودمان را از شر مذهب خلاص کردیم، مذهب نو نیاورید، طرح نو در نیندازید، انسان را رها کنید زندگی کند.
به هذیان گویی افتاده ام، روزها بحثمان این بود که نظامها و مکاتب بشری شخصیت ندارند که، وجود مستقل ندارند که، جان ندارند که کاری بکنند یا نه! هر چه هست خود انسان است، انسانی که از روی طلب قدرت، ثروت و یا خودبرتر بینی و انسان دوستی و توهم وظیفه نجات بشریت اقذام به زاییدن مکتب و روش و اموزش می کند. باید انسان را از انسان نجات داد، یا شاید از انسانیت...
مزخرف می گویی پسر جان، مزخرف ...
میدانی، هر کسی و هر عقیده ای و هر مرامی یک جور برای زندگی پیروانش معنی می تراشد. چپها با مبارزه برای خلق و برقراری عدالت، مسلمانها در رویای رسیدن به بهشت جاودانی، و در دنیای مدرن و پست مدرن و خالی از اجبار امروزی هر از چندگاهی مستمسکی جدید برای زندگی کردن جور می شود. چه می دانم، گاهی فلسفه اشراق و گاهی یوگا و گاهی زن و کوفت و زهر مار و گاهی حواس ۵ گانه! از نهضت پرخوری و از آن طرف رنج پرستی گرسنگی و ... تا مرام های جدید در زندگی جنسی! از بریدن متعلقات گرفته تا چند همسری و چند پارتنری!
خوش باشی رفیق شفیق، اما باور کن در نهایت چیزی تهش نمی ماند! جز خاطره ای از روزگار جوانی ...
۲- داشتم فکر می کردم چه در زندگی اجتماعی و چه در زندگی فردی، گاهی پیش میاد که با برداشتن یک قدم کوچیک میتونی آینده و زندگیت رو تا مدتی تضمین کنی، اگر اون قدم رو بر نداری، در آینده حتی اگر جر هم بخوری نمی تونی به جایی که اون یه قدم کوچیک تو رو می رسوند برسی...
۳- داشتم فکر می کردم فکر کردن درست و حسابی هم به ما نیومده، آخرش می رسیم به افکار تخمی قدیمی ...
دکتر مصدق
دکتر شایگان
دکتر صدیقی
دکتر فاطمی
دکتر نریمان
...
که ایران تا قرنها مردانی بدین پاکی بر خود نخواهد دید ...
زندگیمان را ارزان میفروشم برادر! خیلی ارزان ...
۲- نمی دانم چرا وقتی غذا بد طبخ شده و بد مزه است، دادش را سر گارسون می زنند!!!!!!

