دوشنبه یکم تیر 1388
مدنیت
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست
صاحب دیوان ما گویی نمی داند حساب کاندر این طغری نشان حسبة لله نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
* ...... ..... .... ....... ........ ...... ....... ...... ..... ...... ......
این همان شرمی است که نیما می گوید.
فردا تعطیل است، مگر نه؟!؟
نوشته شده توسط امید در 20:49 | | لینک به این مطلب

