تبليغاتX
احمقانه ها - کپی پیست
یکشنبه هفتم تیر 1388
کپی پیست
ایم مطلب را برای دوستی کامنت گذاشتم، بعد هوس کردم باورمش اینجا و دوباره بنویسمش. برای اینکه خودم هی بخوانم و یادم بماند.

قبل از انتخابات با دوستی بحث می کردیم که این ملت قهرمان خودش را اشتباه انتخاب کرده، موسوی نه در آن حد و اندازه است و نه حتی خودش می خواهد قهرمان باشد. اصرار عجیبی هم دارد بر اصلاح طلب اصولگرا بودن و برنامه هایش و .. و... . و بعد نتیجه گیری می کردیم بعد از انتخاب موسوی به ریاست جمهوری نسلی که مطالباتش را دور انداخته شده می بیند و کارکرد خودش را در حد ابزار، سرخورده می شود و می رود به کتاری می نشیند تا سالهای سال. و آن شور و کمی شعور عمومی و اجتماعی خوارش گا.ییده می شود برای مدتهای مدیدی و انفعال شدیدی جامعه را فرا می گیرد. داخل پرانتز هم می گفتیم که حکومت با انتخاب موسوی تا 20 سال خودش را گارانتی می کند.
بعد انتخابات شد و ریده شد به تمام آن تحلیلهای تخ.می ما و استبداد تمام وجوه وحشتناکش را در تمامی ابعاد به ما نشان داد. استبداد در دولت در رسانه در خیابان و ... و آن شور و کمی شعور اجتماعی به بلوغ زودرسی رسید که اکنون می توان آنرا شور و شعور نامید. و باز هم متاسفانه مثل تمامی تاریخ جنبش آزادیخواهی با خون آبیاری شد. تصور من این است که چنین بلوغ زودرسی جدا از مضراتش در کل برای جامعه ما اتفاق نامیمونی هم نیست. اتفاقن نکته اینجاست که در چنین شرایطی طبقات روشنفکری جامعه سر خورده می شود و می رود ونک به گوشه ای می نشیند و ساز می زند، اما بدنه اجتماع، آحاد مردم، و توده جان می گیرد، به خود باوری می رسد، غرور لگد مال شده اش با خون شهیدانش می ایستد در حالی که دستان خون آلودش را با افتخار بالا گرفته. و دوباره در آینده ای نه چندان دور، روشنفکرانی که سرخورده شده اند و غمگین نظاره می کنند، باز باید با تمام توان بدوند تا به مردم برسند، دیر هم می رسند و باز متاسفانه زمانی می رسند که جنبش به جایی رسیده و سیلی شده و بلافاصله بعد از پیروزی انحراف خود را شروع کرده است. و باز دوباره از اول. و شاید این یکی از هزاران مشکل مردم ما و روشنفکران ما و سیاسیون ما و کلن ما ایرانی ها باشد.

نوشته شده توسط امید در 19:15 | | لینک به این مطلب