تبليغاتX
احمقانه ها - چند گانه ها
پنجشنبه هجدهم تیر 1388
چند گانه ها
۱- تبلیغاتی که طی هفته گذشته انجام شد برای راهپیمایی امروز ۱۸ تیر، حداقل در تهران خیلی موثر بود. چون هم مردم و هم مشتهای گره کرده و هم حنجره های خسته شده از خفقان و هم نیروهای لباس شخصی و هم نیروهای گارد و هم سپاه و هم بسیج و هم گازهای اشک آور و هم باتوم های لاستیکی و پلاستیکی و هم تیزرهایی که شک می دهند و کلن همه را در مسیرهای منتهی به میدان انقلاب جمع کرده بود.و آنقدر جمع کرده بود که ناخودآگاه حنجره ها پر از گاز می شد . چنان فشرده بود که باتوم ها به بدنها می خورد و انقدر جا کم بود که بعضی مجبور می شدند برخی را به درون ماشینهای ون هدایت کنند که جا کمی باز شود. آنچه که من دیدم در خیابان وصال و جمال زاده و امیرآیاد و آنچه شنیدم از ولیعصر و هفت تیر و ونک، نشان از این داشت که حتی با قطع اس ام اس و سایتها و ...، باز هم می توان اطلاع رسانی کرد، نه به آن شدت، اما خب در حد توان قابل قبول، تو گویی با دود. به همان روش قدیم سرخپوستها، دود یعنی ما هنوز هستیم و یعنی گاز اشک آور و نیروهای گارد هم هستند.

۲- با گفته نیما موافقم، ما دو ملتیم، که یکی (به اقلیت و اکثریتش کار نداریم، به اینکه به چه کسی رای داده اند هم کاری نداریم) حاضر است با فتوایی و دستوری و به مدد اعتقادی دیگری را پاره پاره کند.۲ صحنه امروز دیدم که تا آخر عمر با من خواهند ماند، یکی نوجوانی ۱۴،۱۵ ساله که باتومی به دست با لبخند و لذت میزد. و دیگری نیروهای باتوم به دستی که سر خوش از تار و مار کردن جمعی در بالای خیابان امیر آباد و با داد و فریادهایی که در عروسی ها می توان شنید، ناگهان به سوی جمعیتی که اینسو ایستاده بودند حمله کردند. غیر قابل توصیف بود. شاید نمی خواستند بزنند واقعن (که صدای جرقه هایی که در ۲ متری پشت سرم شنیدم غیر از این میگفت) اما دقیقا مثل قومی پیروز بودند (از دیدگاه خودشان) که تفریحی به بقایای اردوگاه دشمن حمله می کنند برای گرفتن غنیمت.

۳- روزگار اینطور نمی ماند. شاید نه در آینده ای نزدیک، اما در آینده ای محتوم، روزگار اینطور نمی ماند.

نوشته شده توسط امید در 22:49 | | لینک به این مطلب